logo-samandehi

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

تاریخ انتشار : 27 فروردين, 1396 - 08:55
کد مطلب: 10761
هیئت حاکمه آمریکا که از زمان شکل گیری در چند سده اخیر مابین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات دست به دست می گردد، همواره در چند دهه اخیر با شعارهایی انتخاباتی و دهان پر کن و گوش نواز، و در دو مجموعه دسته «هویچ» و «چماق» در صحنه ای داخلی و جهانی حضور می یابند.

سیمره خبر:: محمود کرمشاهی:: گویند وقتی کریم خان زند به حکومت رسید، خود را شایسته حکومت داری نمی دید، بدین جهت دستور داد از انساب صفویه کسی را پیدا نمایند که دار حکومت را بوی بسپارند و خود در فرمان فرد برگزیده از تبار صفوی باشد، در این اثنا ملازمان زمان شخصی را یافته که به لحاظ وابستگی نسبی از صفویان بود ولی از نظر وضعیت شغلی و موقعیت مالی و اجتماعی شرایط مناسب نداشت، به لحاظ اصرار کریم خان وی را بر تخت حکومت نشاندند.

 

پس از مدتی حاکم منتخب اقدام به دستگیری و ضرب و شتم کاسبان «طباخی» می نمود، راوی می گوید پس از بررسی های بعمل آمده، متوجه شدند که حاکم صفوی بخاطر اینکه در گذشته، حیات شخصی و خانوادگی مورد بی مهری و برخورد نامناسب این کسبه در شهر اصفهان قرار گرفته بودند، بدین لحاظ این سوابق منفی و ذهنی موجب واکنش و نگاه شخصی و تنبیهی نسبت به صنف مذکور شده بود، ارائه این حکایت و داستان به عبارتی گریز و تمثیلی مقدماتی برای رفتار حاکم به ظاهر منتخب آمریکا «دونالد ترامپ» است.

 

هیئت حاکمه آمریکا که از زمان شکل گیری در چند سده اخیر مابین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات دست به دست می گردد، همواره در چند دهه اخیر با شعارهایی انتخاباتی و دهان پر کن و گوش نواز، و در دو مجموعه دسته «هویچ» و «چماق» در صحنه ای داخلی و جهانی حضور می یابند.

 

کسانی که با معیارها و استانداردهای آنان هماهنگ هستند را دولت های دموکرات، موافق با موازین حقوق بشر همراه با خود می دانند و کسانی که صدای مخالف و متفاوت و علیرغم اینکه با موازین انسانی و آسمانی باشند و با وجود تعدد و تنوع انتخابات در سطوح ملی و محلی را معاند با استانداردهای حقوق بشر و دموکراسی می دانند. این موازین دوگانه معارض و "دم خروسی" غرب و در راس آن آمریکا موجب شرایط و ناکجا آباد «هفته بازار» خاورمیانه گردیده است. از مثال و قصه های ابتدایی این نگارش فاصله نگیریم این است که حکایت دونالد ترامپ در دوره های ماراتن گونه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و شعارهای انتخاباتی و برنامه های اعلام شده حکایت از تکراری بودن و لفاظی های کاندیداهای منتصب به احزاب و لابی های مالی، سیاسی و نظامی نظام اجرایی آمریکا می باشد.

 

پیشتر دولت اوباما که با شعارتغییر  (change)شروع کرد. بعد از هشت سال حکومت داری ایشان دیدیم که چیزی که انجام نشده تغییر و تحول و نگرش حقوق بشری و دموکراسی راستین در جوامع جهان بخصوص خاورمیانه می باشد. هرچند آمریکا دوره اوباما جنگ رسمی و کلاسیک بر علیه جوامع دنیا براه نینداخت. ولی بعنوان سناریو نویس و بانی شکل گیری بحران های خاورمیانه مانند یمن، سوریه و منشا خیلی از انحراف های خیزش عربی و اسلامی شمال آفریقا و خاورمیانه شد.

 

دولت جدید آمریکا در راس آن ترامپ که با توجه به شواهد و مدارک در حالیکه حامیان و مخالفان خود را در فرایند انتخابات رصد می کرد و شاهد مخالفت هیات حاکمه آل سعود و حکام رژیم صهونیستی بود اما اکنون آنان از نزدیکترین یاران غار خود می داند.

 

زمانی ترامپ در مناظره های انتخاباتی با کلینتون به صراحت می گفت « کلینتون تو داعش را ایجاد کردید» و نتیجه این جنگ و بحران های خاورمیانه ، هدیه ای جز بدهی ای چند صد میلیاردی برای آمریکا نداشته است. امروزه ترامپ در حمله اخیر به مناطق از سوریه با افتخار اعلام می کند که من خود دستور حمله موشکی به مناطق سوریه را صادر نموده ام.

 

هنوز صوت کلمه و اهداف اعلام شده دولتمردان جدید که بارها ابراز نمودند که باید بودجه آمریکا در جهت مبارزه با داعش و تغییر جهت بودجه آمریکا در جهت ساخت راه ها و پل ها صرف شود، از یادمان نمی رود. بطوریکه ترامپ با حقارت در ترسیم وضعیت کشورش ، شرایط آمریکا را موازی با کشورهای جهان سوم  دانسته و ابراز تاسف می نماید.

 

بله دونالد ترامپ همان حاکم برگزیده آمریکا حکایت دوره کریم خان زند است که بر اساس تجربیات شخصی و عقده ای فردی به جهان سیاسی و نظام بین المللی برخورد می کند. بطور مثال نگاه بازاری و کاسب کارانه در روابط و دیپلماسی اقتصادی با چین می باشد. امروزه شاهد جبهه گیری ها و تهدیدهای مابین دولت ترامپ با دولت کمونیستی چین هستیم. این نگاه ، پیش از اینکه از سر موازین و اهداف کلان و نوشته شده باشد، ناشی از حس تنفر دوره ارتباطات اقتصادی و بدبینانه زیانهایی که ترامپ در کارزار مالی شرکتش در تعاملات اقتصادی با چین داشته است می باشد.

 

کشورهایی که در مبارزه انتخابات آمریکا بی طرف بودند (ایران) و مانند روسیه به ظاهر متهم به حمایت بودند، امروزه به انحاء مختلف در تیم اقتصادی و سیاسی ترامپ وکنگره آمریکا مورد انواع مختلف  بسته های تحریمی قرار می گیرند، حال در مقابله با ایران بویژه موضوع «برجام» که مورد توافق اعضای دائمی شورای امنیت قرار گرفت را بدترین تفاهمنامه می داند.

 

باید به هیات حاکمه آمریکا گفت ایراد وارد کردن و نقد نمودن دیگران کار ساده ای است اما وصل کردن، حل کردن جهان انسانی و تحول داشتن در مسیر صحیح امری سخت و ماندنی است.هرچند در حیات این احزاب دوگانه آمریکا همیشه این شعار تکراری وجود دارد که دموکرات ها نگاهی داخلی داشته و با صلح شروع و با جنگ تمام می کنند. در مقابل جمهوری خواهان سیاست و نگاهی خارجی داشته و با جنگ آغاز و با صلح تمام می کنند. شاهد این مدعا عملکرد بوش پسر در خاورمیانه بود. بذرهای بوش جزء ویرانی و تخریب منابع حیاتی و اجتماعی برای جوامع مذکور چیزی در بر نداشته است. اما اوباما همانند آتش زیر خاکستر این شرایط را تثبیت کرده است.

دونالد ترامپ حالا با اندیشه "جمهوری خواهی"، شمشیر را از رو بسته و از شرق "کره شمالی" تا "خاورمیانه" و "شمال آفریقا" را تهدید می کند و یک تنه و بدون فرایند همراه کردن قواعد جهانی قصد اجرای اهداف خودخواهانه و کدخدا منشی خود را  دارد.

 

واقعا خاورمیانه چرا اینگونه میدان تاخت و تاز شده؟ اون ور آبها دنیا (غرب) بدنبال چه می گردند؟ گم شده آنان در این شرایط واویلا چی هست؟ جنگ نفسگیر و تحمیلی غرب و در راس آن آمریکا در تهاجم مزدورانه صدام به ایران به چه دلیل و عنوان شکل گرفت؟ جنگ نفت یا حمله عراق به کویت به چه سبب بود؟ بهارهای عربی و اسلامی نتیجه آن چه ثمری داشت؟ جنگ داخلی و بیگانگان مدعی (داعش) در کشورهای عراق و سوریه چه نتایجی در بر داشته و دارد؟

 

بمبگذاری های کور، حملات انتحاری، بمباران های وحشیانه عربستان در یمن، هزینه های هنگفت و میلیاردی از منابع نفتی و گازی در خرید و سبقت در بکارگیری تسلیحات متعارف و غیر متعارف در کشتار مردم بی پناه در شهرها و روستاهای خاورمیانه تا کی ادامه دارد؟

 

همه دولت مردان غربی، شورای امنیت و کشورهای برخوردار در جلسات و میتینگ ها و بسته های پیشنهادی خود در سطور فربه می نویسند و امضا می نمایند اما تاثیری مثبت و امیدوار کننده در حل بحران های خاورمیانه نداشته است.راستی مدعیان حقوق بشر تا کجا بدین گونه در قلع و قمع مردم به ظاهر گمنام خاورمیانه شتابان هستند؟ مدعی خون خواهی این مردم در زمانه کیست؟ حکام وهابی که نه پیکر اولیا الله و صحابه را تاب برمی دارند نه کلام آسمانی آنان را پیاده می نمایند و نه خود عمل می کنند، دلارهای نفتی را چگونه خرج آخرین ذرات خانه ای جنگی می نمایند و آن را برسر همنوعان و هم کیشان و انساب خود بکار می گیرند؟

 

سلاطین سعودی، قطری، اماراتی و... حتی ظواهر اسلام را نیز قبول نداشته و دست در دست زنان بیگانه با افتخار هدیه می دهند و دل می سپارند! می توان این شرایط را در شعر غزلسرایی حافظ علیه الرحمه دید که می فرماید:

 

"خواهم شدن بکوی مغان آستین فشان

زین فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت"  

 

پایان/ز

نظر شما