logo-samandehi

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب

تاریخ انتشار : 21 مرداد, 1396 - 20:56
کد مطلب: 11332
آن مدافع حرم که به سوریه و عراق می رود تا تکلیف خود را بجا آورد، با آن که تن به بازی با تیم رژیمی می دهد که تشنه خون مردم ایران است، تفاوت دارد.

به گزارش سیمره خبر ،به نقل از جام جم آنلاین از اتاق خبر 24، مدافع حرم شهید محسن حججی به دست داعش به شهادت می رسد، دو فوتبالیست بی توجه به قوانین کشورمان تن به بازی با یک تیم فوتبال اسرائیلی می دهد، یک فوتبالیست دیگر اما به حمایت از آن دو فوتبالیست متخلف می پردازد و حتی علیه مدافعین حرم هم زبان درازی می کند و...

آن مدافع حرم که به سوریه و عراق می رود تا تکلیف خود را بجا آورد، با آن که تن به بازی با تیم رژیمی می دهد که تشنه خون مردم ایران است، تفاوت دارد.

و آن کسی که در این کشور در سایه امنیت و آرامشی که سربازان مردم همین دیار بپا کرده اند رشد می کند و به مدارج بالای ورزشی می رسد و البته پول و پله ای هم به جیب می زند، اما غیرت ایرانی و اسلامی را قی کرده و از آن در او خبری نیست، تفاوت است با آن که جان را در کف نهاده برای امنیت همین آدم و آدمهای بی غیرت پا به عرصه گذاشته است.

بگذریم از آن دو و از این یکی که نمک نشناسانه تن به ذلت می دهند تا شاید پشیزی بیشتر گیرشان بیاید!

اما رفتار آن دو فوتبالیست که شاید بتوان گفت سربازان صفر دشمن و نفوذی هایی هستند که دستورات را انجام می دهند، پشت پرده ای دارد که باید گفت.

البته آن کسی که به دفاع از آن دو قیام می کند و مدافعین حرم را هم زیر تیغ انتقاد خود قرار می دهد نیز سربازی دیگر است که از روی دانایی یا نادانی پا به عرصه گذاشته است.

آن سه تن که خودباخته و واداده اند، نه سواد سیاسی دارند که بخواهند در باره رژیم جعلی اسرائیل اظهار نظر کنند و نه شعور فرهنگی و دینی که درباره مدافعان حرم سخنی بگویند.

اما آنها و امثالشان، وظیفه جاده صاف کنی برای پیاده کردن همان هدفی را انجام می دهند، که از پشت پرده دنبال می شود.

اگر یادتان بیاید، پس از امضای برجام چند تن از مقامات آمریکایی و اروپایی، خواهان عادی سازی روابط ایران و رژیم اسرائیل شدند و حتی پا را فراتر نهاده و خواهان برقراری ارتباط شدند و این موضوع را یکی از شروط خود برای همکاری با ایران اعلام کردند.

طرح موضوع عادی سازی روابط ایران و اسرائیل موضوع ساده و پیش پا افتاده ای نیست، بلکه سیاستی است که قصد دارد تا با شکستن قبح سنگین و غیر قابل قبول عادی سازی روابط ایران و رژیم اسرائیل، حساسیت های موجود علیه رژیم صهیونیستی برداشته شود.

همگان می دانند که جمهوری اسلامی ایران به خاطر جعلی بودن رژیم اسرائیل، جنایاتی که علیه مسلمان انجام داده و سرزمین مسلمانان را اشغال کرده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط خود را با این رژیم قطع کرد.

قطع ارتباط ایران با رژیم صهیونیستی موجی از حمایت مسلمانان را در پی داشت و باعث شد تا مسلمانان از خواب غفلت بیدار شده و بار دیگر موضوع فلسطین مهمترین مسئله جهان اسلام شود.

نزدیک به 40 سال است که جمهوری اسلامی ایران خواب را از چشمان صهیونیست ها ربوده و باعث شده است تا حتی افکار عمومی جهان هم نسبت به جنایاتی که سران اسرائیلی در فلسطین اشغالی مرتکب می شوند، از آنها منزجر گردند.

همه اتفاقاتی که علیه رژیم جعلی اسرائیل می افتد به خاطر سیاستی است که جمهوری اسلامی ایران در جهان و منطقه اتخاذ کرده است.

کشورهای دیگر دنیا، منعی و مانعی بر سر راه روابط با این رژیم ندارند و حتی از سوی آمریکا تشویق و تهدید هم میشوند تا با آن ارتباط برقرار کنند.

اقدامات انجام شده قبلی و فعلی را می توان پروژه عادی سازی روابط ایران و رژیم جعلی اسرائیل دانست.

این روش با تکرار و اصرار باعث می شود تا افکار عمومی داخلی کشور نیز حساسیتی که نسبت به موضوع دارد، از دست بدهد یا کمرنگ شود.

چنین اتفاقی باعث می شود حتی افکار عمومی دنیا هم دیدگاه منفی خود را علیه اسرائیل تغییر دهد چرا که می بیند، جمهوری اسلامی ایران داعیه دار رسوایی رژیم صهیونیستی خود در حال عادی سازی روابط است.

البته برخی حمایت ها از آن دو فوتبالیست هم در همین راستا انجام می شود، یعنی آن دو علیرغم هشدارهایی که به آنها داده شد تا در بازی با یک تیم اسرائیلی شرکت نکنند، اما شرکت می کنند، خود مرحله ای دیگر از پروژه عادی سازی است.

فضای مجازی را بگردید ده ها دیدگاه و اظهار نظر درباره اقدامات دو فوتبالیست ایرانی میبینید که محتوای آن دیدگاه می گوید چه اتفاقی افتاده، طوری نشده، مهم نیست، سخت نگیرید، حالا رفتند بازی کردند آسمون به زمنی نیومده که! و از این دست اظهار نظرات.

موج چنین فضایی هم از سوی اتاق فکر سیاست عادی سازی دنبال و به آن دامن زده می شود. داغ شدن موضوع حمایت از دو فوتبالیست به خاطر محرومیت آنها از سوی فدراسیون فوتبال کشورمان اکنون به فیفا کشیده شده و همین موضوع برای ایران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

در حالی که جمهوری اسلامی ایران سفر اتباع خود را به اسرائیل منع کرده و این تصمیم از قوانین کشورمان است، رفتن آن دو قانون شکنی است.

بازیکنان تیم های زیادی از کشورهای مختلف به اسرائیل سفر کرده اند، کشور آنها روابط سیاسی با رژیم اسرائیل دارد اما نفرت مردم آنها از سران صهیونیستی پابرجاست، نمونه هایی از رفتار آنها با بازیکنان اسرائیلی این ادعا را ثابت می کند.

بوفون دروازه بان و کاپیتان تیم ملی ایتالیا در جریان یک بازی با تیم اسرائیلی با کاپیتان آن تیم دست نداد.

شعارهایی که فتنه گران در جریان وقایع 88 سر می دادند و فریاد می زدند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران از همین جنس است. یقین بدانید همین افرادی که چنین شعاری سر می دادند اگر جنگی اتفاق بیفتد، جان خود را برداشته و فرار را ترجیح خواهند داد!

مدافع حرم، امنیت ایران را تأمین می کند، آنگاه عده ای در همین امنیت و آسایش، او را به باد انتقاد می گیرند. این افراد خائن هستند و مردم باید تکلیف آنها را روشن کنند.

نظر شما